Thursday, October 9, 2008

!!گزارشی از مصرف مشروبات الکلی در ايران




هفته گذشته ۱۵ نفر در اثر مصرف مشروبات الکلی تقلبی در ايران جان خود را از دست دادند. حادثه ای که چندان تازگی نداشته و همه ساله گزارش هایی در مورد مرگ عده ای بدليل صرف آنها در ميهمانی ها و مجالس عروسی انتشار می يابد. نوشيدن مشروبات الکلی از ابتدای انقلاب ايران در سال ۱۳۵۷ ممنوع شده و اين ممنوعيت تا به امروز به قوت خود باقی است. در جريان انقلاب ايران، نيروهای انقلابی مسلمان با حمله به مشروب فروشی ها نشان می دادند که يکی از اعتراضاتشان به حکومت محمد رضا پهلوی همين "شرب خمر" است. چيزی که اسلام آن را به هيچ وجه تحمل نمی کند. با گذشت بيش از دو دهه از پيروزی انقلاب در ايران و تلاش حکومت اسلامی برای مبارزه با مصرف مشروبات الکلی، توليد و توزيع اين گونه نوشيدنی ها همچنان ادامه دارد و به گفته مسئولان نيروی انتظامی همه ساله صدها هزار ليتر نوشيدنی الکلی توليد داخل و خارج توسط اين نهاد کشف و معدوم می شود. به باور بسياری، اعمال ممنوعيت نه تنها باعث توقف مصرف نوشيدنی های الکلی نشده، بلکه باعث شده سوء استفاده از الکل به صورت يک مشکل فزاينده و غير قابل کنترل در ايران بروز کند. از يک سو برخی از فروشندگان با استفاده از الکل صنعتی و توليد "مشروبات تقلبی" همه ساله قربانيان زيادی می گيرند و از ديگر سو، عواقب نوشيدن مشروبات الکلی از جمله تصادفات رانندگی و درگيری های خيابانی بيش از پيش به چشم می خورند. اما جدا از شناخت علل علاقه برخی به نوشيدن الکل، اينکه چگونه اين افراد به رغم محدوديت ها و ممنوعيت ها به مشروبات الکلی دست می يابند موضوع گزارشی است که می خوانيد.
'شراب انداختن'
"بابام معتقده مشروب براش اومد داره. انگوری نيست که بيندازه و شراب نشه. زمانی که بعد از ۵-۶ سال دوباره مشروب انداخت، خونه خريد، ماشين خريد و خيلی اتفاق های خوب ديگه هم براش افتاد. از اون زمان به بعد، هر سال شراب می اندازه." اين ها را بهروز، جوانی بيست و دو ساله می گويد که امسال برای اولين بار خودش عرق کشی کرده است. البته عرق گرفتن و شراب انداختن، روش مرسوم همه ايرانی هايی نيست که مشروبات الکلی مصرف می کنند. وقتی از آيلار که چند سالی است از یکی از شهرستان های شمالی ایران به تهران نقل مکان کرده، پرسيدم آيا در منطقه شما هم مشروبات خودشان را در خانه توليد می کنند، گفت: "خيلی کم پيش می آيد که مصرف کننده مشروبات، خودش سازنده آن ها هم باشد. کسانی هم که مصرف بالايی دارند، ساقی (تهيه کننده شراب) مخصوص دارند. بعضی ها حتی از چند ساقی، شراب تهيه می کنند که هميشه در دسترس باشند." اما در خريد مشروب و عرق بايد به آدم های مطمئن مراجعه کرد. قاطی کردن آب در عرق و اضافه کردن انواع قرص های خواب آور با آن، از جمله کارهايی است که در فروش غير قانونی مشروبات الکلی رواج پيدا کرده است. بهروز در همين رابطه تعريف می کند: "يکی از عرق فروش هايی که ما جنسمان را از او تهيه می کرديم، جلوی خود ما ۲۰ ليتر عرق را در ظرف های ۴ ليتری می ريخت و با آب قاطی می کرد و برای فروش کنار می گذاشت."
'جنس خوب' افرادی که مصرف کننده مشروبات الکلی هستند، عرضه کنندگان اين مواد را هم می شناسند. اين افراد حتی در شهرهای مذهبی مانند يزد هم می توانند شراب مورد مصرف خود را پيدا کنند. محمود، جوان سی ساله تهرانی، خاطره سالی را تعريف می کند که برای ماموريت اداری به يزد رفته بود و برای خودش و دوستانش عرق تهيه کرده بود: "به پارک نزديک محل اقامتمان رفتيم. از کنار عده ای که آنجا پرسه می زدند گذشتيم و با اشاره چشم به يکی از آن ها فهمانديم که مشتری هستيم. جلو آمد، سفارش گرفت، سوار موتور شد و ظرف چند دقيقه چيزی را که می خواستيم تحويلمان داد." شايد برای افرادی که مصرف تقريبا ثابت مشروبات الکلی دارند، تهيه اين مواد در تهران کمی ساده تر باشد. بهروز در مورد تهيه عرق و مشروب، به عنوان يک مشتری، نظر مشخصی دارد: "عرق و مشروب را بايد از آدم های مطمئن گرفت. در همه شهرها هم اين آدم ها هستند. به دست آوردن شراب و عرق کار خيلی مشکلی نيست. فقط بايد بتوانی جنس خوب تهيه کنی. وقتی مدتی مشتری يکی از همين آدم ها بودی و به تو اعتماد کردند، جنس خوب می دهند. اما اگر تو را نشناسند، آب هم قاطی عرق می کنند و می فروشند." او در ارايه نظرش، به هيچ کدام از محدوديت های دولتی و عرفی هم فکر نمی کند. از او می پرسم، مگر کسانی را که مشروب رد و بدل يا مصرف می کنند، دستگير نمی کنند؟ در جواب خيلی خونسرد می گويد: "تا حالا خودم را نگرفته اند، اما بعضی ازدوستانم را چرا. اما هيچکدام شان به دادگاه و شلاق نرسيدند. با ۲۰ يا ۳۰ هزار تومان خودشان را آزاد کردند. رقمش هم بستگی به اين داشته که چی همراه داشتند و چقدر بوده."
ترس از شلاق
نيروهای دولتی و بسيجی ها علاوه بر کنترل معابر در برخی از محله ها و زمان ها، وارد خانه هايی هم که محل مصرف اين مواد هستند، می شوند. اما مداخله پليس در ميهمانی ها و جمع های دوستانه بيشتر زمانی اتفاق می افتد که اطرافيان از سر و صدا و پايکوبی های غير متعارف جوانان به پليس شکايت کنند. اما هميشه نتيجه اين مداخلات، انتقال به پايگاه نيروی انتظامی و دادگاهی شدن نيست. آيلار می گويد: "يک بار که منزل يکی از دوستانم مهمانی بود، فردی با لباس نيروی انتظامی آمد دم در. همه ما آن قدر مست بوديم که تا لحظاتی متوجه حضور او نشديم. آخر سر هم ۵۰ هزار تومان داديم و رفت." اما او از شلاق خوردن اش می ترسد: "يک شب که با دوستانم مشروب فراوان خورده بوديم، نزديک خانه، چند نفر بسيجی جلوی ما را گرفتند. بوی مشروب بالا می زند و کسی که مصرف نکرده، کاملا متوجه اش می شود. جوانی که نزديک من بود می گفت چرا مشروب خورده ای و من انکار می کردم. بالاخره حاج آقا آمد و گفت تو جای پسر منی، نخور. در تمام اين مدت فقط به اين فکر می کردم که درد شلاق را چطور تحمل کنم." با اين حال نه او و نه بهروز، هيچ کدام به خاطر نگرانی از عواقب بعدی آن، از تهيه و مصرف مشروبات منصرف نشده اند.
اولين تجربه
برای خارجی ها اما ظاهرا اين سخت گيری ها در مراسم رسمی و در هتل ها وجود ندارد. سهیلا، خبرنگار یکی از روزنامه های سراسری، وقتی از دو نفر از کارشناسان ژاپنی که ميهمان ايرانی ها بودند، درباره بهترين خاطره شان از سفر به ايران می پرسد، پاسخ کوتاهی می شنود، "شراب شيراز"، آن ها تعريف شراب شیراز را از ترجمه اشعار حافظ شنيده بودند. آيا شراب در ايران، تنها در ميان خانواده های غير مذهبی، ارامنه يا غير مسلمان ها رواج دارد؟ مادر بهروز نماز می خواند و پدر بزرگ پدری اش هم فرد شناخته شده و با ايمانی بوده است. خودش درباره نوع نگاه خانواده اش به شراب اين گونه توضيح می دهد: "مادرم نماز می خواند، مشروب هم نمی خورد، بابام مشروب می اندازد و می خورد، نماز هم نمی خواند." در خانه آيلار هم وضع مشابهی حاکم است: "در جمع خانواده های ما، زنان لب به مشروب نمی زنند، مردان هم آزادند، اما در ماه های محرم و صفر مشروب نمی خورند. در ماه رمضان هم معمولا مشروب مصرف نمی شود، حتی اگر مصرف کننده، روزه نگيرد. با اين حال خيلی ها هستند که نماز می خوانند اما مشروب هم مصرف می کنند." از آيلار می پرسم مشروب خوردن را از کجا شروع کردی؟ "گروه دوستان، اولين جايی است که برای نوجوانان و جوانان در منطقه ما، خوردن مشروبات الکلی در آن شروع می شود. در خانواده های ما، بچه ها، خودشان تمايلی ندارند شروع اين کار در خانه باشد." اما بهروز، جوان تهرانی، اين تجربه را وقتی سال سوم نظری بوده، در خانه خودشان داشته است. البته جوانان زيادی هم هستند که علاقه ای به مصرف مشروبات الکلی ندارند اما بعضا خود شاهد بدست آوردن آسان آنها بوده اند. هومن، جوان مذهبی اهل تهران هم مشروب را اول بار در دوران دانشجویی اش در اهواز سر سفره دیده است. او گرچه خودش اهل خوردن مشروب نبود، اما دیده بود که به دست آوردن شراب و عرق برای بچه های جنوبی یا شهرستانی ها و تهرانی هایی که اهلش بودند و در آنجا اقامت داشتند چندان مشکل نیست.
'ام الفساد'
محدوديت های موجود، گرچه برای جوانان و افرادی که علاقه مند به مصرف مشروبات الکلی هستند، شرايط مطلوبی محسوب نمی شود، اما خيلی از مذهبی ها، اين وضع را به شرايط قبل از انقلاب ترجيح می دهند: "شب های شنبه سر پل تجريش، پر بود از آدم های مستی که تلو تلو می خوردند و گوشه و کنار خيابان استفراغ می کردند." از نظر اين افراد همه کسانی که مشروب مصرف می کنند عقل شان زايل می شود و رفتاری می کنند که دور از شان انسان است. محمد حسين، مرد ميان سالی که دوره جوانی اش را با عقايد تند مذهبی در حکومت پهلوی دوم سپری کرده است، در اين باره، خاطره دوران سربازی اش را به ياد می آورد: "وقتی برای گذراندن دوره سربازی به پادگان شيراز رفته بودم، شب های تعطيل، تفريح بچه ها دور هم جمع شدن و مشروب خوردن بود. در اين ميان بچه ها بعد از مست شدن، کارهايی می کردند که ارزششان برای ما از بين می رفت." وقتی از محمد حسين پرسيدم آيا روش قهری موجود، که به پنهانی شدن مصرف مشروبات الکلی منجر شده، از نظر عقايد مذهبی او روش درستی است، پاسخ می دهد: "بايد به گونه ای عمل کرد که نخوردن مشروب در جامعه، به صورت عادت در آيد." او می افزايد: "در کنار ايجاد محروميت ها و موانع قانونی، بايد اقدامات فرهنگی جدی هم انجام داد. به اين ترتيب تنها عده خاصی هستند که مصرف کننده پنهانی مشروب می شوند. اين گروه که در اقليت خواهند بود، همان هايی هستند که بايد به خاطرشان قوانين محدود کننده وضع شود." وی حتی پيش تر هم رفته و می گويد: "جلوگيری از مصرف مسکرات در جامعه می تواند مانند صدر اسلام مرحله به مرحله باشد." محمد حسين، يکی ديگر از راه های کاهش مصرف الکل که از آن به عنوان "ام الفساد" ياد می کند را افزايش عدالت اجتماعی می داند. به عقيده او بيشتر کسانی که مصرف کننده مشروبات الکلی هستند، برای فرار از ناراحتی های خانوادگی و شغلی به اين کار رو می آورند. به اين ترتيب به نظر او با تحقق شعار دولت جديد، يعنی عدالت محوری، يکی از مسايل گريبانگير جامعه ايران که از نظر مذهبی ها به عنوان يک معضل ديده می شود، بر طرف خواهد شد

Wednesday, October 8, 2008

سرن چيست؟ كجاست؟




سرن(CERN) بزرگترين مجموعه آزمايشگاهي دنيا در زمينه فيزيك ذرات بنيادي و فيزيك هسته اي است.اين مجموعه عظيم و منحصر بفرد در حاشيه شهر ژنو سوئيس در شهر ميرين و در مرز مشترك فرانسه و سوئيس واقع شده است.سرن در 29 سپتامبر سال 1954 ميلادي توسط سازمان اروپائي تحقيقات هسته اي شكل گرفته و در طي اين مدت نزديك53 سال توانسته نقش بسيار موثري در رشد و توسعه علم فيزيك داشته باشد.تحقيقات و آزمايشها و پژوهشهاي انجام شده در اين مركز و كسب جوايز متعدد توسط دانشمندان و پژوهشگران فعال اين مركز معتبر علمي دنيا(از جمله6 جايزه نوبل) خود نشان از اهميت سرن در عرصه تبادلات علمي دنيا دارد. دولت سوئيس بعنوان پايه گذار اصلي سرن (به همراه 11 كشور اروپائي ديگر)در پنجاهمين سال تاسيس سرن و بعنوان هديه، مركزى به نام «جهان علم و نوآورى» را كه يك مركز شبكه اى جديد و نيز مكانى براى بازديد علاقه مندان است، به اين سازمان اهدا كرد. در اين مركز تحقيقات فيزيك هسته اي و ذرات بنيادي كه مهمترين هدف آن "كشف رازهاى مبداء جهان"تعريف شده است هم اينك بيش از 3000 فيزيكدان و مهندس بعنوان كاركنان مقيم در زمينه هاي مختلف نظري و آزمايشگاهي مشغول بكار هستند.در سرن همچنين بيش از 6500 دانشمند از 500دانشگاه از 80كشور دنيا بصورت بازديدهاي كوتاه مدت به سرن مي آيند كه خود نشان از همكاري بزرگ و بي نظير علمي دانشمندان و پژوهشگران عرصه علمي جهان دارد. به گفته «چارلز كلايبر» وزير علوم و پژوهش هاى سوئيس، در50 سال گذشته سازمان اروپايى تحقيقات هسته اى كانون همايش و ملاقات دانشمندان مختلف جهان با ريشه هايى از تمامى ملت ها، فرهنگ ها، مذاهب و اقوام بوده است. كلايبر در مراسم جشن پنجاهمين سالگرد تاسيس «سرن» گفت: "در اين مركز مناقشات و دشمنى هاى سياسى به هيچ وجه راه ندارد و حكمفرمايى همين روحيه باعث شده است اين سازمان بتواند در چگونگى شكل گيرى تفكر انسان نسبت به طبيعت و آغاز جهان كمك هاى قابل ملاحظه اى داشته باشد". به جز سوئيس 11كشور اروپائي ديگر كه در تاسيس پروژه سرن همكاري داشتند عبارت بودند از: بلژيك،دانمارك،آلمان،فرانسه،يونان،بريتانياي كبير،ايتاليا،يوگسلاوي،هلند،نروژ و سوئد. و البته بعدها نيزكشورهاي اطريش (۱۹۵۹)، اسپانيا (۱۹۶۱-۱۹۶۸ و بعد ۱۹۸۳)، پرتغال (۱۹۸۶)، فنلاند (۱۹۹۱)، لهستان (۱۹۹۱)، مجارستان (۱۹۹۲)، جمهوري چك (۱۹۹۳)، اسلوواكي (۱۹۹۳) و سرانجام بلغارستان (۱۹۹۹) به عضويت آن درآمدند. اين كشورها اعضاي اصلي اداره كننده سرن هستند و از لحاظ اداري-مالي تامين كننده عمده هزينه هاي مالي سرن هستند.اين كشورها ساليانه حداقل مبلغي بالغ بر ميليون يورو پرداخت ميكنند كه صد البته بسياري از اين كشورها علاوه بر مبلغ حداقل ظظظظفوق جهت هزينه هاي بسياري از پروژه هاي سرن بصورت مستقيم و غير مستقيم مبالغ ديگري در نظر ميگيرند مثل آلمان و ايتاليا تاكنون فقط براي يكي LHC (Large Hadron Collider) از پروژه هاي سرن به اسم (LHC) تاكنون بيش از300ميليون يورو هزينه كرده اند. محض اطلاع: بزرگترين برنامه كنوني سرن،علاوه بر تحقيقات گوناگون در زمينه فيزيك هسته اي و ذرات بنيادي،اجراي پروزه بزرگ يا همان" ابرتصادم گر هادرونى"است كه بعنوان بزرگترين پروژه تحقيقاتي جهان شناخته ميشود.روز چهارشنبه 10 سبتامبر براي اولين بار پروتونها را در اين شتابدهنده به حركت درآوردند و روز 21 اكتبر كؤئس يعني برخورد دادن پروتونها را با هم انجام مي دهند و مقصود اين است كه سياهچاله ميكروسكوپي به وجود آورند تا در لحظه كوتاهي انفجار بزرگ را كه آغاز شكل گرفتن كائنات است به نمايش بگذارند. ابرتصادم گر هادرون يك شتاب دهنده ذرات با انرژى و پيچيدگى بى نظير و بى سابقه است كه نتيجه آن همكارى و مشاركت جهانى براى آشكارسازى بخش جديد پنهانى از حقيقت است. اين دستگاه يك تونل حلقوي يا دايره اي عظيم است كه در 100 متري زير زمين قرار دارد كه پيرامون آن 27 كيلومتر و قطر آن 3 متر و سانتيمتر است و آن را به دماي صفر مطلق رسانده اند يعني منفي 271درجه و در پشت تونل با 1600 آهنرباي قوي ميدان مغناطيسي بوجود آورند و به پروتونها سرعتي نزديك نور دهند . براي گرديدن در اين تونل يك پروتون بايد 90 ميليونيم ثانيه و در واقع در هر ثانيه 11000 بار دور اين تونل حركت كند. از يك ورودي تونل 2 پروتون در دو جهت مخالف وارد مي كنند و آهنربا ها به پروتونها شتاب مي دهند تا سرعتشان به نزديكي سرعت نور برسد و اين باعث مي شود كه انرژي بسيار زيادي توليد كنند بدون آنكه گرماي آن زياد شود . يعني با اينكه ميليونها پروتون وارد اين تونل مي شوند ذره اي گرما توليد نمي شود .اين 2 پروتون به هم مي خورند با انرژي بسيار زياد و اين انرژي بزرگ ذرات بسيار كوچكتري توليد ميكند و دانشمندان اميد وارند كه به ذرات ابتداي خلقت يعني به زمان يا به ذره اي كه مادر همه ذرات است برسند .اين تونل فاقد هوا مي باشد و تمام عمليات در وكيوم صورت مي گيرد وگرنه مولكولها و ذرات هوا هم در اين آزمايش درگير ميشدند وآزمايش بي نتيجه ميشد. اين ذرات باردار بسته به بزرگي تونل نزديك سرعت نور كه ميرسند سرعتشان بيشتر و بيشتر مي شود . اما در مورد سياهچاله مصنوعي مذكور كه برخي نگرانند اين سياهچاله كره زمين را ببلعد زيرا دمايي حدود يك تريليون درجه سانتيگراد ايجاد ميشود و سر و صدا بپا كرده اند. سياهچاله ها 3نوع هستند ،يك نوع سياهچاله غول پيكر كه جرم آنها ميليونها يا تريليونها بار بزرگتر از خورشيد است كه اينها در مركز كهكشان وجود دارند . در مركز كهكشان خود ما هم يكي هست . نوع ديگر سياهچاله هاي ستاره اي هستند كه بعد از انفجار ستاره اي پر جرم بوجود مي آورند و جرم اينها حدود 3 يا 4 برابر خورشبد است . به اين سياهچاله هاي مورد مطالعه سياهچاله ميكروسكوبيك مي گويند كه اندازه آنها به اندازه يك پروتون كوچك است و طبق قوانين كوانتوم هر چه اين سياهچاله ها كوچكتر باشند دماي آنها بيشتر است به طوري كه به ميليونها درجه مي رسد منتها هر چه دما ببشتر باشد عمر سياهچاله كوتاهتر است. اين سياهچاله ها يك ميلياردم ثانيه بيشتر دوام پيدا نمي كنند و اين اتفاقي است كه مدام بالاي سر ما مي افتد. ذره هاي كيهاني كه از فضا مي آيند با سرعتهاي نزديك به سرعت نور بشدت به بالاي لايه هاي جو زمين برخورد مي كنند ،به اتمها و مولكولها و همين پديده را در آنجا بوجود مي آورند و يكي از اهداف اين است كه ببينند اين پديده در آنجا چگونه صورت مي گيرد . قدرت مغناطيسي و درجه حرارتي كه از اين آزمايش بوجود مي آيد بسيار بيشتر از درجه حرارت زمين است و از يك ثانيه هم كمتر دوام پيدا مي كند .بنا بر اين مي توانيم بگوييم اين سروصداها از طرف مراجع صلاحيت دار نبوده و هيچ خطري وجود ندارد و خطر آن به اندازه برخورد پرتوهاي كيهاني در لايه هاي بالاي جو با مولكولها و اتمهاي جو زمين است و تمام پيش بيني هاي لازم شده است . نكته مهم اينكه اين دستگاه نمي تواند ما را را به زمان bigbang ببرد چون در آن شرايط انرژي بسيار بالا بوده است. و ما اگر بخواهيم آن انرژي بالا را داشته باشيم بايد قطر شتاب دهنده ما به اندازه كهكشان راه شيري باشد چون هر چه بزرگتر باشد انرژي پروتونها بيشتر مي شود .تا به حال شتاب دهنده ذرات 10 تا 15 عدد ساخته شده اما اين شتاب دهنده از همه آنها بزرگتر است و طي 15 سال ساخته شده است . اين آزمايش ابتدا در تگزاس آمريكا آغاز شد و بعد از 2 سال به سوئيس منتقل شد .6 ميليارد دلار هزينه اين آزمايش برآورد شده و حدود 70 تا 80 كشور دنيا در آن فعال هستند. نكته جالب توجه اين است كه كشور فقيري مثل پاكستان با 10ميليارد دلار هزينه و 75 دانشمند در اين آزمايش فعاليت ميكند اما كشور غني و ثروتمندي چون ايران كه در دادن كمكهاي بلا عوض به حماس وكشورهاي آفريقايي و..... مشهور است فقط با 1ميليون دلار هزينه و با 7 دانشمند و 3 دانشجو دكترا شركت مي كند و اين غير قابل توجيه است چون پيشينه ايرانيان نشان مي دهد كه در زمينه علم و دانش هميشه سرآمد بوده اند اما در دادن كمك مالي بلاعوض آنهم فقط جهت همفكر نگاه داشتن آنان با خود هيچ تجربه اي نداشته است زيرا همه مي دانند چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است و وقتي كه اكثريت مردم كشور زير خط فقر زندگي مي كنند كمك مالي بلا عوض بي معناست. دسته دوم از كشورهاي مشاركت كننده در سرن،شش كشور آمريكا،روسيه،ژاپن،تركيه،هند و اسرائيل هستند كه بعنوان ناظر در سازمان تحقيقات هسته اي سرن حضور دارند.اين كشورها هم سهم و مشاركت فعالي در انجام پروژه هاي تحقيقاتي سرن و همچنين در تامين هزينه هاي مالي و تجهيزات سرن دارند.براي مثال تاكنون ايالات متحده رقمي بالغ بر يك ميليارد دلار براي پروژه LHC هزينه كرده است. و اما دسته سوم از كشورهاي مشاركت كننده در سرن،كشورهاي غير عضو سازمان اروپائي تحقيقات هسته اي هستند كه در برنامه هاي مختلف تحقيقاتي سرن مشاركت دارند.اين دسته كه شامل 26كشور است عبارتند از: الجزاير،آرژانتين،ارمنستان،آذربايجان،بلاروس،برزيل،

چين،كانادا،كرواسي،قبرس،استوني،گرجستان،ايسلند،ايرلند،مكزيك،مراكش ،پاكستان، پرو، روماني، صربستان ،اسلوني،آفريقاي جنوبي،كره جنوبي،تايوان،اوكراين و ايران. اين كشورها بسته به توانائي هاي علمي و تحقيقاتي خود مي توانند در پروژه هاي آزمايشگاهي و نظري سرن شركت مي كنند.در حقيقت،عمده ترين بهره اين كشورها از همكاري با سرن،تماس نزديك و خارج از محدوديت هاي متداول (سياسي) با تكنولوژي نوين و كسب مستقيم و بي واسطه دانش علمي و فني است. بعد از عضويت رسمي ايران در سرن در سال2001 ميلادي و همكاري با سرن در زمينه پروژه بزرگ LHC و ساخت و تامين قطعاتي از اين پروژه هم اينك هفت پژوهشگر و سه دانشجو دوره دكترا در زمينه فيزيك ذرات بنيادي در سرن مشغول پژوهش و تحقيقات هستند و همچنين قرار است دو دانشجوي ديگردوره دكترا به اين جمع اضافه شود.لازم به ذكر است كه مشاركت انفرادي فيزيكدانان ايراني در سرن به قبل از سال2000 بر مي گردد. تخصصي تر درباره :Large hadron collider)يا LHC
پيش از اين درباره شتابدهنده خوشه هاي پروتوني LHC با محيطي بالغ بر 27 كيلومتر به مختصر گفته شد كه بزرگترين پروژه تحقيقاتي جهان به شمار ميرود.هدف از پروژه LHC ساخت دو پرتو انرژي پروتوني با انرژي بيش از Tev 7 است كه با برخورد دادن اين دو پرتو و آشكارسازي ذرات حاصل از اين برهمكنش آنها ساختار دروني مواد و ذرات بنيادي سازنده آنها شناخته شود.پروژه LHC با بودجه اي بالغ بر شش ميليارد دلار از سال1995 شروع شده و راه اندازي آن و شروع آزمايشهاي مربوطه براي انتهاي سال 2007 پيش بيني شده است. بد نيست بدانيد كه هزينه ساختماني كه اين شتابدهنده در آن نصب مي شود بالغ بر 500 ميليون فرانك سوئيس است و پيش بيني مي شود كه هزينه نهائي آن بعد از انجام تمام مقدمات و آزمايشات در نهايت بالغ بر 10ميليارد يورو شود.جزئيات بيشتر از ساختار و نحوه كار LHC موضوعي نيست كه ما بدنبال آن باشيم بلكه ميخواهيم نقش و فعاليت ايران را در ساخت اين پروژه عظيم تحقيقاتي جهان مورد بررسي قرار دهيم. قبل از هر چيزي لازم است بدانيد كه براي پروژه LHC،چهار آزمايش بزرگ با آشكارسازهاي بسيار زياد طراحي شده است كه در چهار محل تلاقي دو پرتو پروتوني قرارگرفته اند.اين آزمايشها عبارتند از:
LHCB-ALICE-CMS- ATLAS
هر كدام از اين آزمايش هاي چهارگانه شامل مجموعه عظيمي از آشكارسازهاست كه كار ساخت آنها توسط مراكز تحقيقاتي مختلف و دانشگاهها و شركت هاي بزرگ صنعتي در سراسر جهان در حال اجراست. آزمايش CMS (Compact Muon Solenoid) يكي از چهار آزمايش بزرگ پروژه LHC است.همكاري ايران در اين آزمايش در اولين قدم با ساخت قسمتي مكانيكي از آزمايش CMS با عنوان"ميز نگهدارنده اين آشكار ساز HF و محفظه استوانه اي پوشاننده آن"و با نظارت مهندسان سرن و با انتقال دانش فني مربوطه به شركت هپكو اراك بعنوان مجري اين آزمايش به انجام رسيد. اين ميز بايد بتواند قطعاتي به وزن حدود 200 تا 300 تن را تحمل كند كه اجزاي آن با فاصله ميليمتري از يكديگر باز و بسته مي شوند. اين ميز در حقيقت يك دستگاه مكانيكي با تولرانس بسيار بالا به شمار مي رود كه هزينه ساخت آن نيز برعهده ايران است.(مبلغي بالغ بر 600 ميليون تومان) دكتر محمد محمدي، متخصص فيزيك ذرات بنيادي و سرپرست گروه سازنده شتاب دهنده سرن در ژنو، كه از طرف دانشگاه فلوريدا اين مأموريت را عهده دار شده است در اين زمينه مي گويد:«براي ايران، موضوع اصلي فعاليت هاي پژوهشي از اين قبيل، دستيابي به منافع اقتصادي آني نيست، بلكه منفعت اصلي، دستاوردهاي علمي است كه از طريق مشاركت در يك پروژه علمي بين المللي، آن هم در بالاترين سطح پژوهش در حوزه فيزيك ذرات بنيادي نصيب كشورمان ميشود .»همچنين براي آزمايش CMS چهار لايه مختلف از آشكارسازهاي RPC در دو قسمت انتهائي استوانه آن در نظر گرفته شده است كه بايد سه لايه آن براي سال2007 ميلادي و لايه چهارم براي آزمايش سال2010 آماده باشند.در ساخت PRC هايCMS چهار كشور ايتاليا،كره جنوبي،چين و پاكستان همكاري ميكنند.در مورد ساخت لايه چهارم PRC هايCMS هم اكنون كشورهاي هند،ايران،كره و پاكستان مشغول بررسي براي قبول مسئوليت هستند و در نهايت با همكاري كشور ايتاليا انجام خواهد شد.در صورت موفقيت ايران در كسب مسئوليت ساخت RPCهاي لايه چهارمCMS در داخل كشور،اين پروژه اولين مشاركت آزمايشگاهي ايران در يك آزمايشگاه بزرگ بين المللي خواهد بود. در انتها لازم به يادآوري است كه بدنبال مشاركت موفقيت آميز ابتدائي ايران در CMS پروژه تور(grid) را نيز به موارد همكاري ايران و سرن نيز ميتوان اضافه كرد.در باب معرفي مختصري از پروژه تور(grid) بايد گفت كه همانطور كه وب براي به اشتراك گذاردن اطلاعات در اينترنت است،تور يك سرويس نرم افزاري براي به اشتراك گذاردن توان محاسباتي و فضاي ذخيره داده ها بين كامپيوترهاي متصل به اينترنت است و هدف نهائي از آن ايجاد يك شبكه وسيع جهاني محاسباتي و اطلاعاتي است .براي ديدن
عكسهاي اين مركز با كيفيت اينجا را كليك كنيد