خبر آمد که قرار است از اين پس ديه زن و مرد و مسلمان و غير مسلمان در حوادث و تصادفات رانندگي برابر باشد... و نيز تأکيد شد که اين برابري منع شرعي ندارد. اولين حسي که از دريافت اين خبر به من دست داد، نوعي ذوق زدگي و تعجب بود. کلماتي که بيش از بقيه برايم طنيني خوشايند داشت، برابري مسلمان و غير مسلمان و زن و مرد بود. در اين فضاي پر تبعيض چه چيزي طبيعي تر از اين که لحظه اي فکر کنيم ، پس ما هم مي توانيم! از پس اين حس زود گذر، پرسش ها، فکر ها و شگفتي هاي ديگري زنجير وار به ذهنم آمد: 1- سخن گوي قوه قضائيه در توضيح يا توجيه اين برابري گفته بود که چون پرداخت ديه در چارچوب قراردادي صورت مي گيرد که ميان بيمه گذار و بيمه شونده منعقد شده است و زن و مرد، مسلمان و غير مسلمان به يکسان حق بيمه مي پردازند، پس ديه آن ها نيز برابر خواهد بود. معناي اين حرف مي تواند اين باشد که تفاوت حقوق بين زن و مرد يا مسلمان و غير مسلمان نه ذاتي و ابدي بلکه اعتباريست و در شرايطي مي تواند از بين برود.و جاي خود را به برابري بدهد. در اين مورد مشخص اين قرار داد شرکت بيمه است که زن و مرد و مسلمان و غير مسلمان نمي شناسد. حق بيمه اي را بايد پرداخت و در صورت خسارت و بر حسب نوع خسارت جبران آن را در يافت کرد. اين پرسش پيش مي آيد که اين تناقض ميان احکام شرع و قرار داد هاي بيمه از کجا مي آيد. يکي از پاسخ ها مي تواند اين باشد که نهاد بيمه يک نهاد مدرن است و بر پايه قرار دادي عمل مي کند که دو طرف آن با آگاهي به نيازي مشخص شرايطي را مي پذيرند و آن را تا پايان رعايت مي کنند. ارزش و کارايي اين قرار داد در ارتباط با نياز معين بيمه گذار و بيمه شونده تعريف مي شود و هيچ ملاحظه جنسي، مذهبي و اخلاقي نقشي در آن ندارد. آيا مي توان همين معيار ها را به کل جامعه تعميم داد؟ يعني گفت انسان هايي بنا بر نياز هاي زندگي جمعي وارد يک شبکه مناسبات و مبادلات اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي مي شوند و در پيشبرد و کارايي اين مناسبات داراي حقوق و تکاليف برابرند. اين حضور در اين شبکه مناسبات و مبادلات اجتماعيست که حقوق برابر کنشگران را تضمين مي کند. چرا آنچه را که يک شرکت بيمه مي تواند در زمينه برابري زن و مرد و مسلمان و غير مسلمان تضمين کند يک جامعه قادر به تأمين آن نيست؟ چرا زني که در يک تصادف اتومبيل کشته مي شود از زني که به دست مردي پرخاشگر و متجاوز به قتل مي رسد کمتر ارزش دارد؟ 2- جنبه ديگر اين مطلب اهميتي است که براي مقوله قرار داد قائل شده اند. البته در موارد ديگري نيز مثل حق طلاق يا مهريه يا اجازه مسافرت يا حضانت کودکان فاصله گيري از احکام شرع کم و بيش مجاز شمرده شده است. در قرار داد ازدواج مي توان ذکر کرد که زن حق طلاق يا حق مسافرت يا حق انتخاب مسکن را داشته باشد.چرا آنچه را مي توان در قرارداد ميان دو انسان به عنوان حق رعايت کرد در ابعاد يک جامعه با مراجعه به آراء عمومي نمي توان به آن نائل آمد؟ آيا زني که در قرار داد ازدواجش حق طلاق را براي خود تضمين کرده است جرمي عليه شرع مرتکب شده است؟ پس چرا زني که اين حق را براي همه زنان مي خواهد به اقدام عليه امنيت کشور متهم مي شود؟ آيا برابري در متن يک قباله مجاز است ولي در چارچوب يک قانون غير مجاز؟ آيا اين قباله ها و آن شرکت بيمه مصداق اين واقيت نيست که قانون عمومي جامعه از اجزاء آن و از عرصه خصوصي بسيار فاصله دارد؟ چندان که حاکمان و قاضييان خود اين فاصله را اذعان ميکنند؟ 3- برسميت شناختن اين فاصله توسط مقامات رسمي، گذشته از آنکه وضعيت متناقضي را آشکار مي کند، نشانه اين واقيت نيز هست که مشکل مي توان نهاد هاي مدرن را، حال به هرشکل، پذيرفت ولي معيار ها و قوانين حاکم بر عملکرد آن ها را مردود شمرد. کنار آمدن با ساز و کار نهاد هاي مدرن و مرمت نهاد هاي کهن، دست کم براي آنان که تحول آرام را ميپسندند، البته کاريست تدريجي و پلکاني. در اين مورد مشخص باز شناختن برابري ديه زن و مرد و مسلمان و غير مسلمان در تصادفات رانندگي يکي از اين پله ها مي تواند بشمار آيد. 4- در اين داستان طنز تلخي نيز نهفته است. و آن اينکه يک زن يا يک غير مسلمان بايد در يک شرکت بيمه عضو بوده باشد و بايد تصادف کند و احتمالاً جان خود را از دست بدهد تا برابري خون بهايش با مردان و مسلمانان تحقق يابد. 5- و احتمال تلخ تر آنکه اين قرار و مدار که بصورت يک لايحه به مجلس داده مي شود ممکن است هيچگاه از سد مقاومت مجلس عبور نکند و شکل قانون به خود نگيرد.؟؟ تقديم به همه زنان ،مادران ،همسران،آزاده ميهن عزيزم
Monday, June 2, 2008
از اين پس ديه زن و مرد و مسلمان و غير مسلمان در حوادث و تصادفات رانندگي برابراست
Posted by
ideyano
at
7:04 PM
Subscribe to:
Post Comments (Atom)

No comments:
Post a Comment