Thursday, March 1, 2007

سیاست نوین

سیاست زنان علیه زنان در دولت محافظه کار جدید سیاستی است نوین که به نظر بسیار هدفمند و هماهنگ می آید. این میزان عقب گرد در حوزهَ مسایل زنان در طول 1 سال برای کشوری مثل ایران که فرسنگها تا نایل شدن به گسترش میزان عدالت جنسی فاصله دارد فاجعه ای است دردناک و جبران ناپذیر . مجلسی که زنان نماینده در آن آشکارا به نادیده گرفتن حقوق زنان اذعان دارند و احیای حقوق هم جنسان خود را امری غیر ضروری می پندارند و دولتی که وزرایش بطور رسمی به زنان خانه داری و پستو نشینی را توصیه میکنند یا نیروی انتظامی که اجتماع زنان حق طلب را به دست زنان
یونیفورم پوش باتوم بدست مضروب و دستگیر می کنند روند حرکت جنبش زنان را کند میکند اما
نمی توانند آنرا متوقف کنند. در 1 سال اخیر پس از در دست گرفتن قدرت توسط محافظه کاران بارها و بارها شاهد تشدید تضییقات علیه زنان و حقوق آنان بوده ایم. دولت ومجلس محافظه کار برای نادیده
گرفتن حقوق زنان ؛سیاست جدیدی را پیش گرفته که همانا سیاست زنان علیه زنان است. آنگاه که زنان عدم لزوم تغییر قوانین زن ستیز را دستور کار خود قرار می دهند چه کسی را می توان سرزنش کرد یا مسـؤل شمرد؟ مثل سرکوب کردن تجمع مسالمت آمیز زنان بی سلاح در 22 خرداد 1385 به وحشیانه ترین وضع توسط زنان پلیس تازه فارغ التحصیل شده با باتوم و زنجیر ، یا در ارتباط با برابری سهم الا رث زن و مرد که خانم فاطمه آلیا می گوید : این طرح از لحاظ ظاهر قانون مناسبی بود اما وقتی وارد می شویم می بینیم که قول مشهور علما این است که این را قبول ندارند. و ما به صورت موردی یا استثنایی نمی توانیم یک حکم کلی در مقابل نص صریح قرآن بدهیم. یا در رابطه با طرح ساماندهی مد و لباس گفته اند که :لباسهایی که در حال حاضر در فروشگاهها وجود دارند هیچکدام در فرهنگ اسلامی و ایرانی ما ریشه ندارند وما خجالت می کشیم در دنیا سرمان را بلند کنیم ، یا در مورد تعدد زوجات گفته اند :فلسفه تعدد زوجات در نهایت به نفع زنان است و زنان باید تلاش کنند که این مسآله در بستر صحیح خود جا بیفتد ، همچنین در مورد ممنوعیت اعزام دانشجویان دختر به خارج از کشور و یا اعدام زنان خیابانی و یا بستن مرکز امور مشارکت زنان و سرنوشت آنها که در زمان آقای خاتمی تأ سیس شده بود ،یا در مورد ساعت کار زنان که باید به اندازه ای باشد که به خانه هم برسندجالب اینجاست که همگی آنان اعتقاد دارند که بررسی های دههَ اخیر نشان می دهد که تنها مسبب رنج و بدبختی زنان واژه هایی به نام برابری{فمنیسم}است . در صورتی که فمنیسم در آغاز پیدایش خطرناک بود نوعی جدایی بین زن و مرد را القا می کرد و به برتری زنان معتقد بود . این در واقع واکنشی بود به قرنها مرد سالاری اما از قرن 19 بعد از اینکه انقلاب صنعتی بوجود آمدو زنان وارد بازار کار شدند , سازمانهایی تشکیل دادند تا بتوانند از حقوق زنان دفاع کنندو این نه تنها باعث رنج و بدبختی زنان نمی شود بلکه باعث رشد و پیشرفت آنان می شود و از پایمال شدن حقوقشان جلوگیری میکند , اما نمی دانم چرا برخیها آن را خطری برای سیاست خود میدانند؟؟؟؟

No comments: