یکم- تاریخ اندیشه سیاسی از یونان باستان تا کنون همواره با این پرسش مواجه بوده که براستی بهترین شیوه مملکت داری و اداره کشور چیست؟ به عنوان مثال گروهی از فیلسوفان در پاسخ به این سوال، سیاست را با اخلاق درآمیختند (افلاطون و ارسطو)، گروهی دیگر بر تفکیک قوا تاکید کردند (منتسکیو)، برخی نیز دولت را مجاز شمردند که در صورت لزوم، بر اصول اخلاقی چشم فروبندد (ماکیاولی) و فیلسوفانی دیگر اما دولت را موظف دانستند که بیش از هرچیز به انسانیت انسان ها، احترام گذارد (امانوئل کانت).با این همه اما هیچ پاسخی تاکنون آنچنان کامل و بی عیب نبوده که در برابر انتقاد، کاستی و پرسشگری روئین تن شود.دوم- دور دوم سفرهای استانی دولت آغاز شده است. اصرار دولت به پیگیری آن و همچنین پیشنهاد رئیس دولت نهم به ولادیمیر پوتین مبنی بر اینکه او نیز در روسیه، به سفرهای استانی بپردازد گویای آنست که اصولگرایان پاستورنشین، به فواید و نتایج این کار اعتقاد کامل دارند. بی تردید اعتماد یک دولت به اجرای برخی راهکارهای خاص را نمی توان فی نفسه، یک نکته منفی دانست اما در این فرصت کوتاه چند پرسش کوتاه را درباره سفرهای استانی دولت نهم مطرح می کنیم که ارائه پاسخ منطقی، علمی و قانونی از سوی حامیان این سفرها می تواند همه منتقدان را نسبت به فواید آن قانع سازد. سوم- طبق آخرین آمارهای رسمی ارائه شده توسط نهادهای مسوول و گزارش تلویزیونی رئیس جمهور، موارد زیر را می توان مهمترین مشکلات اقتصادی و اجتماعی کشور دانست: تورم ۱۷ درصدی، بیکاری ۴ میلیون نفر از جوانان، کسری تراز تجاری میان صادرات و واردات، زندگی ۱۱ درصد از مردم در زیر خط فقر، افزایش ریسک پذیری اقتصادی کشور از ۶ به ۷ (بر اساس اعلام سازمان (OECD)، بحران مسکن، اعتیاد، ترک تحصیل ۵۱۵ هزار دانش آموز مقاطع دبستان و راهنمایی طی دو سال تحصیلی اخیر، افزایش نقدینگی تا مرز ۱۵۰ هزار میلیارد تومان و مهمتر از همه، باز ماندن از اجرای سند چشم انداز بیست ساله که بسیار مورد تاکید مقام معظم رهبری است. موارد اجتماعی-اقتصادی فوق را باید ازجمله مشکلاتی دانست که نه تنها به طبقه ای خاص یا شهرهایی ویژه، محدود نمی شود بلکه ایرانیان سراسر کشور، کم یا زیاد، با آنها دست به گریبان اند و چاره اندیشی برای آنها را خواستارند. حال پرسش این است که انجام سفرهای استانی به حل کدام یک از مشکلات فوق کمک می کند؟ کدام یک از این مسائل، به منطقه جغرافیایی خاصی محدود می شود که برای درک آن، باید در شهر یا استان خاصی حاضر شد؟کافی است به این نکته توجه کنیم که بنا بر اظهارات برخی اعضای دولت نهم یا همراهان آنها در این سفرها، حجم بزرگی از نامه های دریافت شده در این سفرها به مشکل مسکن و اشتغال اختصاص دارد. بر این اساس، سفرهای استانی چه مشکل پنهانی را برای دولت هویدا ساخته است که این گونه بر سودمندی آن پای می فشارد؟ اساسا در یک کشور هفتاد میلیونی، تا چه حد می توان به گفت وگوی «چهره به چهره» برای حل مشکلات کلان مملکتی امیدوار بود؟چهارم- اظهارات اخیر نایب رئیس اول مجلس در جلسه علنی روز ۲۷ آذرماه مبنی بر «اینکه رئیس جمهوری در سفرهای استانی اعلام می کنند بودجه های استانی افزایش می یابد، بسیار خوب است اما ما خواهش می کنیم که این کارها را با هم انجام دهیم» گویای آنست که رفته رفته اصولگرایان میدان بهارستان نیز منتقدانه به سفرهای استانی می نگرند. چه، مصوبه های استانی عملا مجلس را با مصوبه های ریز و درشت و اغلب غیرکارشناسی مواجه ساخته است. از سوی دیگر از برخی شهرهایی که به زودی میزبان دولت نهم خواهند بود، خبر می رسد که ازدحام مردم برای دریافت «فرم مخصوص» نامه به رئیس جمهور، باعث واردآمدن خسارت های جدی به برخی اماکن دولتی شده است. هم از این رو، به نظر نمی رسد که حتی پس از چندین دور سفر استانی نیز از تعداد نامه ها یا تقاضا برای ملاقات چهره به چهره با رئیس جمهور کاسته شود.به راستی آیا نمی توان این وظایف را به عهده نهادهای غیردولتی قرار داد تا از تصدی گری دولت کاسته شود (اصل ۴۴ قانون اساسی)، مشکلات مردم به گونه ای مستمر و سازمان یافته به مسوولان و نهادهای مربوطه گزارش داده شود، از هزینه های احتمالی سفر به نقاط دور و نزیک کشور جلوگیری شود و مجلس نیز با مصوبه و تخصیص بودجه های ناگهانی مواجه نشود؟ پس، بیش از این بیندیشیم.
Monday, December 31, 2007
Subscribe to:
Post Comments (Atom)

No comments:
Post a Comment